عدم پایداری رشد چین 12 ژوئن 2016

  • June 12, 2016

عدم پایداری رشد چین 12 ژوئن 2016 – تحلیل فاندامنتال فارکس

عدم پایداری رشد چین 12 ژوئن 2016 - تحلیل فاندامنتال فارکس

کاهش شتاب رشد تولید ناخالص داخلی چین هم در نتیجه گذار طبیعی به نرخ رشد پایدارتر دیده می‌شود و هم نشانه‌ای از این است که مدل رشد چین به پایان کار خود نزدیک می‌شود. این کاهش شتاب رشد اقتصادی در مقایسه با مراحل تاریخی مشابه دیگر کشورها بیانگر چه نکته‌ای می‌تواند باشد؟ آیا نرخ رشد ۶ تا ۷ درصدی برای چین ثابت و پایدار خواهد ماند؟

بگذارید که این پرسش‌ها را قالب مدل سنتی دربیاوریم که اقتصاددانان در بررسی نرخ‌های رشد اقتصادهای نوظهور و کم‌درآمد بکار می‌گیرند: مدل همگرایی (بر مبنای آثار رابرت سولو). پیش‌بینی اصلی: کشورهای عقب‌مانده فرصت‌های بیشتری برای سرمایه‌گذاری دارند و احتمالا از کشورهایی که در جلودار فناوری هستند رشد سریع‌تری خواهند داشت. به خاطر نرخ‌های رشد سریع‌تر، انتظار داریم که شاهد همگرایی در سرانه تولید ناخالص داخلی باشیم. وقتی همگرایی روی داد، نرخ‌های رشد طبیعتا کاهش می‌یابند تا به سطح آن کشورهای جلودار اقتصاد برسد. (این نظریه همچنین می‌گوید که همه کشورها به میزان یکسانی از سرانه تولید ناخالص داخلی همگرایی نمی‌یابند، اما بگذارید چند لحظه این موضوع را به کناری بگذاریم و بر پیش‌بینی‌های نرخ رشد متمرکز شویم.

با یک مثال که به زیبایی این نظریه‌ را معتبر می‌سازد، شروع می‌کنیم: کره جنوبی. بیایید نمودار سرانه تولید ناخالص داخلی کره جنوبی به نسبت ایالات متحده در شروع هر سه دهه‌ی اخیر را در نظر بگیریم و سپس آن را با نرخ رشد سرانه تولید ناخالص داخلی در سال‌های بعد ان مقایسه کنیم (منظورم دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ است که آن را به عنوان دهه‌ی اول ۲۰۰۰ بخوانیم).

نمودار بالا بیانگر این است کره جنوبی در ۱۹۸۰ با سطح سرانه تولید ناخالص داخلی زیر ۲۰ درصد ایالات متحده شروع کرد و رشد سالانه دوره ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ حدود ۷ درصد بود. این امر به کره جنوبی اجازه می‌داد که تا ۱۹۹۰ به سطح ۳۰ درصد به نسبت ایالات متحده برسد. در آن زمان سرعت رشد کاهش داشت و در طی ۱۰ سال بعد به زیر ۵،۵ درصد رسید. دوره گذار کاهش رشد در طول دهه بعد هم ادامه پیدا کرد و نرخ رشد به حدود ۴ درصد رسید. امروز کره جنوبی سرانه تولید ناخالص داخلی حدود ۶۵ درصد سطح ایالات متحده دارد و احتمال دارد که هم‌زمان که کره جنوبی به همگرایی خود به سمت ایالات متحده ادامه می‌دهد، در سال‌های آتی ما شاهد کاهش بیشتری در نرخ رشد آن باشیم.

تا اینجای کار که این نظریه خیلی خوب جواب داد. اما در مورد چین چطور؟

در ۱۹۸۰، چین با سطح سرانه تولید ناخالص داخلی خیلی کمتری و مطابق منطق ما، با نرخ رشد خیلی سریع حدود ۷ درصدی شروع کرد. اما وقتی این کشور به سمت ایالات متحده همگرایی پیدا کرد، نرخ رشد در دهه ۹۰ به بالای ۸ درصد شتاب گرفت. یکی از توضیحات بالقوه برای چنین شتابی این است که سرانه تولید ناخالص داخلی پایین چین به نسبت کره جنوبی، با نرخ رشد طبیعی‌تری به پیش می‌رفت. اما دهه بعد (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴) چین حتی نرخ رشد شتابان‌تر ۹ درصدی دست پیدا کرد. در این مرحله، نرخ رشد به نسبت مورد کره جنوبی فوق‌العاده‌تر بود.

به منظور درک بهتر موضوع، چین تا ۲۰۱۵ به میزان ۲۵ درصد از سرانه تولید ناخالص داخلی ایالات متحده (خط قرمز عمودی) رسیده است و وقتی که کره جنوبی به این میزان رسیده بود، سرعت رشد این کشور به کمتر از ۶ درصد رسیده بود. مقایسه با کره جنوبی روشن می‌سازد که نرخ رشد ۸ تا ۹ درصد در چین با توجه به پیشرفت کنونی‌اش واقعا مانند معجزه‌ای واقعی جلوه کرده است.

چه می‌شد که اگر کره جنوبی به نرخ‌های رشد آتی مبنای چینی عادت می‌کرد؟ با توجه به سرانه تولید ناخالص داخلی چین خواهیم دید که نرخ رشد در دهه آتی اندکی زیر ۶ درصد می‌رسد. نرخ رشد با گذر زمان کاهش شتاب بیشتری خواهد یافت. این میزان اندکی از میزان هدف فعلی دولت چین پایین‌ترست، اما با توجه به اینکه در مورد مسیر ۱۰ ساله‌ی کاهش سرعت نرخ رشد احتمالی صحبت می‌کنیم، این میزان چندان فاصله‌ای ندارد (توجه داشته باشید که نرخ رشد بالا بر حسب سرانه است. سن جمعیت کاری در حال حاضر در چین چندان افزایش نداشته است، پس ارقام تولید ناخالص داخلی نباید چندان تفاوتی پیدا کند).

پرسش پایانی: آیا کره جنوبی معیار مقایسه خوبی برای چین است؟ بیایید به اقتصادهای با رشد سریع بالقوه‌ی دیگر در سال‌های مشابه نگاهی بیاندازیم. 

در طیف کشورهایی که زیر ۵۰ درصد سطح سرانه اولیه تولید ناخالص داخلی ایالات متحده هستند، کره جنوبی به وضوح بهترین عملکرد را دارد (و بله، موارد شکست بسیاری وجود دارد). پس استفاده از کره جنوبی به عنوان معیار مقایسه، نمونه بسیار خوشبینانه‌ای برای رشد چین محسوب می‌شود. چند کشور محدود دیگری هستند که در این رابطه جایگاه بهتری به نظر دارند (از نمودار بالا)، اما مشخص نیست که آنها نمونه‌های مرتبطی برای مقایسه با اقتصاد چین باشند. هنگ‌کنگ و سنگاپور دولت‌شهرهای کوچکی هستند. ایرلند دهه ۹۰ که دهه‌ی بسیار منحصربفردی برای این کشور اروپایی محسوب می‌شود، و کشورهای صادرکننده نفت (مانند نروژ) پویایی دارند که نمی‌توانند بدون سطح منابع طبیعی تجربه خود را تکرار کنند.

خلاصه اینکه کاهش سرعت نرخ رشد سرانه تولید ناخالص داخلی چین به نظر شبیه به تحول طبیعی اقتصاد است، چراکه از مسیر همگرایی خاص خود حرکت می‌کرد. نرخ‌های رشد حدود ۶ درصدی چین را از نظر سطح سرانه تولید ناخالص داخلی‌اش هنوز به عنوان کشوری با بهترین عملکرد در میان کشورهای دنیا شناسانده است. کشورهای دیگر بسیاری هم در دنیا وجود دارند که به چین نشان می‌دهند که نرخ‌های رشد پایین تولید ناخالص داخلی واقعا چگونه است. آنها می‌توانند نمونه‌ای از اتفاقاتی را نشان دهند که بر سر کشوری که نتواند سیاست‌ها و نهادهایش را به بهترین وجه برای سطح فعلی پیشرفتش حفظ کند، روی خواهد داد.

دانلود رایگان
قدرت شگفت انگیز دانش و ثروت
نرم افزار دستیار فارکس حرفه ای
x