پیامدهای اقتصادی دونالد ترامپ 14 می 2016

  • May 14, 2016

پیامدهای اقتصادی دونالد ترامپ 14 می 2016 – تحلیل فاندامنتال بنیادی – اخبار فارکس

پیامدهای اقتصادی دونالد ترامپ 14 می 2016 - تحلیل فاندامنتال بنیادی - اخبار فارکس پیامدهای اقتصادی دونالد ترامپ 14 می 2016 - تحلیل فاندامنتال بنیادی - اخبار فارکس

حالا که دونالد ترامپ توانسته –علی‌رغم شانس اندک و بیشتر به خاطر سرافکندگی حامیان «حزب جنگ»- نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر شود، بد نیست که به این موضوع بپردازیم که ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه معنایی دارد. در ادامه چند فکر ابتدائی مطرح شده است.

اولا، انتظار باید داشت که ترامپ در تبلیغات اصلی انتخاباتی شروع به کم‌اهمیت جلوه دادن بعضی از احمقانه‌ و وحشیانه‌ترین دیدگاه‌هایی کند که او با لفت و لعاف تصنعی مخصوصش مطرح کرده است؛ ایده‌هایی مثل ساختن یک دیوار عظیم در مرز آمریکا و مکزیک و ممنوع‌سازی ورود همه‌ی مسلمانان به ایالات متحده. البته بعید است که این ایده‌های شدیدا احمقانه به سیاست‌های حقیقی تبدیل شوند و در هر صورت، حتی اگر پرزیدنت ترامپ تلاش کند که آنها را عملی سازد، بعید است که بتواند تاییدیه لازم پارلمانی را بگیرد.

دوما، شک باید داشت که پرزیدنت ترامپ بتواند تهدیدش به اجرایی‌سازی تعرفه‌های سنگین بر واردات از چین را عملی سازد، چراکه فکر نکنم انقدر احمق باشد که فکر کند با تحمیل چنین محدودیت‌هایی بر تجارت بین‌المللی احتمالا اقتصاد آمریکا سود خواهد برد.

حدس من این است که وقتی او مزخرفات راجع حمایت از تولیدات داخلی را به زبان می‌آورد، به دنبال رای جمع کردن از افرادی بود که از نظر اقتصادی به تقلا افتاده‌اند و دوست دارند که باور کنند می‌توان سریعا با سر کار آوردن فردی که توانایی جوش دادن معاملات تجاری هوشمندانه با دیگر رهبران دنیا را دارد، مشکلات‌شان را حل و فصل کرد.

اما اگر من بیش از حد روی هوشمندی و فراست ترامپ حساب باز کرده‌ام و او هم صمیمانه به آنچه که در این باره می‌گوید اعتقاد دارد، پرزیدنت ترامپ می‌تواند به طور موثری با تحمیل چنین محدودیت‌های تجاری به انها کمک کند تا حتی از رکود اقتصادی بزرگ دهه‌ی 20 امریکا، اوضاع را بدتر کنند.

بین خودمان بماند، صرفا به خاطر اینکه فردی بی‌وقفه خود را به عنوان معامله‌گر بزرگ تبلیغ می‌کند، به این معنی نیست که واقعا وی چنین فردی هم هست. همچنین، مشکلات روبروی ایالات متحده تقریبا هیچ ارتباطی با معامله‌های ضعیف در گذشته ندارد و نمی‌توان با یک معامله‌گر خوب نیز این مشکلات را در آینده برطرف کرد.

سوما، شک باید داشت که نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری نوامبر، تاثیر بزرگی بر اقتصاد آمریکا داشته باشد. به این شیوه‌ای که مسائل شکل می‌گیرند، هر کسی که در نوامبر انتخاب شود، در بهترین حالت وظیفه‌ی ریاست خود را در زمانه‌ی تغییرات بزرگ با یک اقتصاد در حال رکود به پایان می‌برد و در بدترین حالت، رکود اقتصادی شدیدی را موجب می‌شود. این همان آشی است که قبلا بانک فدرال رزرو و دولت با هم پخته‌اند.

به علاوه، هم ترامپ و هم کلینتون در مورد علل مشکلات اقتصادی امریکا کاملا از مرحله پرت هستند و این یعنی اینکه فارغ از نتیجه انتخابات، تغییرات خط‌مشی از نظر اقتصادی سازنده‌ی در سال‌های آتی بعید به نظر می‌رسد.

به عنوان مثال، ترامپ از علاقه‌اش به کاهش قدرت خرید ارز آمریکا و کاهش مصنوعی نرخ‌ بهره‌ می‌گوید که یعنی، او حامی روش انجام کار جاری بانک فدرال رزرو است، گرچه که او ترجیح می‌دهد تا رئیس بانک فدرال رزرو خودش را یک جمهوری‌خواه معرفی کند. ترامپ همچنین گفته است که می‌خواهد سه برنامه‌ی اصلی رفاهی دولت –تامین اجتماعی، خدمات درمانی و کمک‌ درمانی- را کنار بگذارد، گرچه که این برنامه‌ها شامل ده‌ها تریلیون دلار از بدهی‌های بی‌بودجه نیز می‌شود.

چهارما، در حال حاضر مشخص نیست که کدام بازار مالی بزرگی می‌خواهد از مزیت یا ضعف وابستگی به پیروز انتخابات نوامبر برخوردار شود. به عنوان مثال، فارغ از اینکه چه کسی برنده ماه نوامبر خواهد بود، احتمال دارد که شواهد یک مشکل تورمی در بین سال‌های 2017 تا 2018 نسبت به زمان حاضر وضوح بیشتری پیدا کند که در نتیجه، بازده اوراق قرضه افزایش می‌یابد و این به معنی کاهش قیمت اوراق قرضه است.

بهترست مثال دیگری بزنیم، اینکه چگونه بازار سهام از سال 2017 به بعد عمل خواهد کرد، تا حد زیادی بسته به این دارد که بجای نتایج انتخابات، در 6 ماه آتی چه اتفاقات دیگری رخ خواهد داد. به خصوص کاهش شاخص S&P 500 به کمتر از 1600 در سال جاری می‌تواند در آینده، صحنه را برای بازار سهام قدرتمند فراهم کند. در مثال سوم، به خاطر ترکیبی از کاهش نرخ بهره‌ی واقعی، افزایش پیش‌بینی‌های بروز تورم و مشکلات صنعت بانکداری، طلا احتمالا به سرمایه‌گذاری خوبی برای چند سال‌ آتی تبدیل خواهد شد. البته این امر بستگی به این دارد که نام رئیس‌جمهور، کلینتون باشد یا ترامپ!

پنجما، بر اساس آنچه که در مورد این دو نامزد ریاست جمهوری گفته شده است و بر اساس اقدامات هیلاری کلینتون در حین مدت طولانی حضورش به عنوان یکی از خودی‌های واشنگتن، هر مدافع صلحی باید امیدوار باشد که ترامپ در نوامبر پیروز شود.

دلیل این حرف چنین است که رای به کلینتون، رای به سیاست خارجی اوضاع کنونی است که یعنی، رای به فجایع انسان‌دوستانه‌ و اشتباهات راهبردی بیشتر  است؛ از جمله مانند جنگ عراق؛ نابودی لیبی؛ مداخله در اوکراین که بی‌خود و بی‌جهت و بدون هیچ‌ دوراندیشی، موجب اختلاف ایالات متحده با روسیه شده است؛ استقرار سلطه‌جویانه‌ی هواپیماهای بدون‌سرنشین شکاری که تا کنون خیلی بیشتر از افرادی که تهدید واقعی محسوب‌ می‌شوند، این هواپیماها افراد بیگناه را کشته‌اند؛ ایجاد و تجهیز غیرعمدی داعش؛ و بمباران بی‌حساب و کتاب سوریه. بر اساس گفته‌های مبارزات انتخاباتی، رای به ترامپ رای به سیاست خارجی است که کمتر متوجه تغییر رژیم‌ها، و کمتر مشتاق مداخله‌ی نظامی در امور کشورهای دیگر و کلا کمتر تهاجمی است (در هر دو معنای این واژه).

نتیجه اینکه، ریاست جمهوری ترامپ احتمالا نمره‌ی مثبت قابل‌توجهی در حوزه‌ی سیاست خارجی (به نسبت رقیبش) می‌گیرد، اما دلیل خوبی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم با ترامپ اقتصاد و بازارهای مالی ایالات متحده نسبت به کلینتون بهتر یا بدتر می‌شوند. حداقل، هنوز هیچ مدرک خوبی دال بر این امر نداریم.

دانلود رایگان
قدرت شگفت انگیز دانش و ثروت
نرم افزار دستیار فارکس حرفه ای
x